![]() |
![]() |
|
| زندگی باید کرد..با همین دشواری..با همین زیبائی..با همین طعم لذیذ و گذرا |
|
پست خصوصی
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت توسط "همسر يك فرشته صبور" |
|
|
سلام علی قلب الزینب الصبور
مژده بده مژده بده یار پسندید مرا (ما را) ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم دی 1388ساعت توسط "همسر يك فرشته صبور" |
|
|
هو الرفیق
خدا رو شکر رفقائی دارم که انصافا نمونه اند و آرزومه که خیلی رفتارهای خودم مثل اونا باشه ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم دی 1388ساعت توسط "همسر يك فرشته صبور" |
|
|
بسم الله الصبور
ثمره اين چند ماه رو ببين مرد ! ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم دی 1388ساعت توسط "همسر يك فرشته صبور" |
|
|
محمد داره حرف میزنه آ خدا
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم دی 1388ساعت توسط "همسر يك فرشته صبور" |
|
|
باز این چه شورش است که در خلق عالم است ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم دی 1388ساعت توسط "همسر يك فرشته صبور" |
|
|
معجزه بود جدا
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم دی 1388ساعت توسط "همسر يك فرشته صبور" |
|
|
چند روز پیش عصر که رسیدم خونه دیدم زهرای یه عالمه خرت و پرت مثل پارچه و روسری و کش سر و...جلوشه و خیلی ناراحته ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت توسط "همسر يك فرشته صبور" |
|
|
شب اول محرم زير بارون رحمت خدا رفتيم يه جائي هيات كه قرار هم نبود بريم اونجا.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت توسط "همسر يك فرشته صبور" |
|
|
این پست خصوصی است.برای اونهائی که رمز دارن.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت توسط "همسر يك فرشته صبور" |
|
|
سلام.پست قبلی بالاخره تکمیل شد البته ...
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت توسط "همسر يك فرشته صبور" |
|
|
اين نوشته مثل بقيه نوشته ها رويه عملي و نظرات شخصيه من وزهراست و براي خودمون بسيار محترمه ما دو تا به گزينه سوم نظر سنجي وبلاگمون راي داديم.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت توسط "همسر يك فرشته صبور" |
|
|
وسط كلاس بودم كه پيامك خانم خانومای خونم اومد ...
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم آذر 1388ساعت توسط "همسر يك فرشته صبور" |
|
|
دیشب بعد از اینکه زهرا رو از کلاسش برداشتم با هم رفتیم ....
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت توسط "همسر يك فرشته صبور" |
|
|
این هوای ابری و دلگیر من رو مجبور کرد این پست رو بنویسم
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت توسط "همسر يك فرشته صبور" |
|
|
این مطلب خصوصی است برای کسانیکه رمز ورود دارند.رمز میخواید بفرمایید.(لنساءفقط) (یه نظر سنجی جدید گذاشتم جالبه..نظر بده لطفا ..اوناهاش اون پایین سمت چپ) ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت توسط "همسر يك فرشته صبور" |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت توسط "همسر يك فرشته صبور" |
|
|
معلم فيزيك خوش
ذوقي داشتيم در دوران دبيرستان كه ...
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت توسط "همسر يك فرشته صبور" |
|
|
دیشب زهرای عزیز تر ازجانم کلی غرغر محبت آمیز کرد برام جاتون خالی!
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت توسط "همسر يك فرشته صبور" |
|
|
سلام و عرض ارادت،اين مطلب رو از دانشنامه رشد برداشتم فكر كنم بدرد بخوره علي الخصوص براي اونائي كه خداي نكرده با خانواده همسرشون مشكل دارن.ارزش خوندن داره. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم آذر 1388ساعت توسط "همسر يك فرشته صبور" |
|
|
اولین چیزی که یه هفته بعد عروسیمون و ماه عسل خریدیم کتابخونه بود....
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم آذر 1388ساعت توسط "همسر يك فرشته صبور" |
|
|
مستحضر هستید که قراره ما بعد ۱۲۰ سال که به سرای آخرت کوچ کنیم.. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم آذر 1388ساعت توسط "همسر يك فرشته صبور" |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت توسط "همسر يك فرشته صبور" |
|
|
بابا حتما که نباید برید پارک تا بهتون خوش بگذره ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت توسط "همسر يك فرشته صبور" |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم آذر 1388ساعت توسط "همسر يك فرشته صبور" |
|
|
اين مطلب رو بدون تعصب زنانه يا مردانه بخوانيد..
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم آذر 1388ساعت توسط "همسر يك فرشته صبور" |
|
|
اين پست رو كه بخونيد مطمئن ميشيد كه من و زهراي نازنينم واقعا يه چيزيمون ميشه
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم آذر 1388ساعت توسط "همسر يك فرشته صبور" |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت توسط "همسر يك فرشته صبور" |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت توسط "همسر يك فرشته صبور" |
|
|
شايد از خودتون بپرسيد كه چرا من می نویسم؟!
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم آذر 1388ساعت توسط "همسر يك فرشته صبور" |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام خوش آمدید
اينجا شرح سفرنامه نهايتا هفتاد ساله من و همسفرم زهراست همسفري كه مايه آرامش منه. ما دو نفر نيومديم تو اين فقط لذت ببریم و بریم. اين دنيا جاده شماله ،خود شمالو عشقه "ما زبالائيم و بالا ميرويم" به قول زنده یاد سلمان هراتی "زندگی"ساعت تفریحی نیست که فقط با بازی یا که با خوردن آجیل و خوراک بگذرانیم آنرا هیچ میدانی آیا ساعت بعد چه درسی داریم؟ زنگ اول دینی آخرین زنگ حساب! ×××××××××× - بعضی پست ها خصوصیه - اگر تذکر اخلاقی هم دارید به نوشته ها ممنون میشم بفرمایید. |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 |
|
RSS
|